محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

463

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

ميوهء بسيار نيز ندارد ، همه كشتزار است . ريوند : بخشي ثروتمند وگردشگاه با تاكستانها وانگور خوب وميوه‌هاى نيكو است به آن بىمانند است . شهركى به همين نام در آنست . دلگشا است ونهرى آن را به دو نيم مىكند * جامعش با آجر نوسازى شده است . [ در باختر آن راه به سوى رى مىباشد ] . مازل : بخشي گرانمايه [ در شمال ] با ديه‌هاى شگفت‌انگيز است . ريباس بسيار خوب دارد . دية بشتقان « 1 » در آنست كه چهار بخش دارد ، خانه‌هايش در ميان باغها است كه نهرهايشان مىشكافند . گويند عمرو ليث خواست يكى از بخشهايش را خريدارى كند ولى دارائيش بسنده نيامد ، با اينكه معروفست هنگامى كه به نيشابور درآمد يك هزار بار كالا [ درم ] به همراه مىداشت . شنيدم كه مردم به عمرو ليث گفته بودند : در اين دية درختانى هستند كه هر يك ده درم تا ده دينار ارزش دارند . ما همه را يكى يك دينار به تو مىفروشيم . [ موقف‌ها « 2 » به پهناى يك فرسنگ دارد كه أمير عميد الدولة خيال داشت آن را به شهر برساند ] . يِشْتَفْروش : بخشي سود آور ، پر انگور است ، چنانكه در يك روز از دروازهء جيق « 3 » كه راه آنست ده هزار بار انگور به شهر درآمد . از بو سعيد جورى شنيدم مىگفت : در آنجا باغي است كه در آمد زرد آلوى

--> ( 1 ) مخفف بشتنقان ( ياقوت 1 : 630 ) . ( 2 ) شايد كوچ‌نشين چادرنشينان را خواسته باشد . ( 3 ) كه در صفحهء پيش گذشت .